این یعنی تیشه به ریشه امید مردم زدن. خیلی سخته ببینی همون معدود آدم هایی که دارن کار می کنن و تلاش می کنن و می خوان برای ایران کاری انجام بدن راهی زندان می شن. ناراحت کننده است که حتی کار کردن تو حوزه محیط زیست هم سیاسی بشه اونم در حالیکه الان بیشتر از هر وقت دیگه ای در این سال ها نیاز به مشارکت مردم احساس می شه اما حالا با دیدن همچین اتفاقی از هر وقت د
برچسب: نویسنده: هلیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت: 14:46
امشب فیلم نفس را دیدم. سوای همه چیزهایی که می شود راجع به فیلم گفت و تاثیری که روی من گذاشت قسمتی از آن خیلی برایم سوزناک بود. آنجایی که بهار در جواب پدرش که می پرسد آرزویش چیست می گوید «دلم می خواست پسر بودم». پدرش که می پرسد چرا جواب می دهد «چون پسرا موهاشون شولیده پولیده نیست، رو دست آدم هم باد نمی کنن». خیلی از ما دخترها حداقل در لحظاتی از زندگیمان
برچسب: نویسنده: هلیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت: 14:46



برچسب: نویسنده: هلیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت: 14:46
توی این روزهای حال خراب کن می خواهم یک کتاب حال خوب کن بهتان معرفی کنم. البته انقدر در این مدت محبوب شده که شاید هم خوانده باشیدش. بله، «مردی به نام اُوه». این کتاب درباره مردی است به نام اُوه که فکر می کنم حداقل این طرف ها نسل آدم هایی شبیه او در حال منقرض شدن است.
کتاب غم و شادی را باهم در شما ایجاد می کند و ممکن است وسط غم ناگهان شروع کنید به خندیدن.
برچسب: نویسنده: هلیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت: 14:46
«نگار» هم گویا از آن فیلم هایی است که بعضی ها خیلی دوستش داشتند و بعضی خیلی بدشان آمد. من جز دسته اولم. «نگار» واقعن یک «فیلم» است و نمی خواهد پیام خاصی به آدم بدهد یا بگوید چطور باش و چطور نباش. فیلم می بینی و لذت می بری و تمام و همین خیلی برای من یکی مهم است. آخر فیلم را هم بعضی ها دوست نداشتند اما من خیلی پسندیدم. انقدر که باب شده پایان فیلم باز یا تلخ
برچسب: نویسنده: هلیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت: 14:46
سینمایی که چند وقتی است تعطیل است و چه حیف.
سال ساخت سینما 1337 است.
لینک های مرتبط:مهر: خاطرات زیادی در سینما گلریز خاک می خوردهمشهری محله: روزگار سپری شده سینما گلریز
برچسب: نویسنده: هلیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت: 14:46